امروز توی آسانسور یکی عطر زده بود . بوی تلخ تو رو می داد. یاد تو افتادم . مثل تموم صبحهایی که بیدار می شدم و می خواستم فراموشت کنم اما می دیدم برف می باره ...
نوشته شده توسط ارغوان در جمعه 28 اردیبهشت1386 |
درباره وبلاگ
میخوام اینجا با هم همه ی چیزهای خوب رو پیدا کنیم و همشون رو مال خودمون کنیم